
احمد دهقان به یزد آمد.در طول هفته گذشته شاید تنها خبری که برای انجمن اسطوره خوشحال کننده بود،آمدن نویسنده یزدی تبار و آشنای سالهای گذشته بود که به دعوت حوزه هنری در جمع داستان نویسان یزدی حضور پیدا کرد تا نقد هایی را درباره کتاب سفر به گرای 270 درجه بشنود .جلسه کوتاه ولی خوبی بود .اما برای ما دیدن دو ساعته او قانع کننده نبود برای همین او را برای شرکت در جمعمان دعوت کردیم و او خیلی صمیمی و زود دعوت ما را برای گفت و شنود پذیرفت .
وقتی دور تا دور صندلی های چوبی نشستیم ، او روبرویمان بود چشمانش از پشت همان عینکی که قاب صورتش را گرفته بود می خندید . وقتی صدای بلند خنده هایش در اتاق جلسه پیچید به ما فهماند که می توانیم دغدغه های کهنه داستانی چندین ساله مان را بگوییم.داستان نخواندیم اما به اندازه همه داستان هایی که نوشته بودیم،سوال داشتیم .از اوضاع داستان نویسی در یزد گفتیم ،درمورد ادبیات جنگ هم حرف زدیم .حامد رییس یزدی داستان نویس یزدی که هم به جمع ما پیوسته بود، بحث ادبیات جنگ را گرم تر از همه ادامه داد و دهقان هم نظریات خودش را گفت وخاطره ای ازیک قهرمان زن سالهای جنگ با نگاه نویسنده ای که واقعیت های آن سالها رادیده است ، تعریف کرد .
برای نوشتن نیز بومی نویسی را پیشنهاد داد که دنیای داستان نویسی امروز به آن روی آورده است و گفت تو داستانت را بنویس اگر خواننده آن باور کرد ،داستانت داستان است .بعد از آن از نقدکردن گفتیم و او از منتقدینی گفت که بدون اطلاعات داستان را نقد می کنند.
گفتنی ها را گفتیم و شنیدنی ها را شنیدیم تا بالاخره به آنجا رسید که گرمی جلسه باعث شد فراموش کنیم که قرار بود تنها یک ساعت دور هم باشیم و او یاد آوری کرد که باید برود ولی قول داد تا در سفرهای بعدی در جلسات ما حضور داشته باشد . حضوری امیدوار کننده برای ما داستان نویسان یزدی که کمتر مجالی برای اینگونه جلسات داریم .
